نقدی بر فرهنگ طوایفی گذشته و اثرات آن در جامعه امروزی:

در حدود پنجاه سال پیش در ایلات ممسنی مساله ای به نام امنیت اجتماعی و احترام به حقوق انسانی در اثر نظام خان خانی وجود نداشت و در هر منطقه و ایلی کوس خودسری و یاغیگری به صدا در می آمد و اکثر مردم کوه نشین این ناحیه با توجه به شرایط جغرافیایی خود فرهنگ شرارت را پیشه و به غارت اموال همدیگر و سرقت دارایی همسایگان شهری و روستایی پرداخته اموال مردم را می ربودند و از دیگران سلب آزادی می نمودند.

        .:::میدان اصلی شهرwww.Loori.ir:::.

در این رابطه در هر دوره و گردونه ای که بگذریم سالمندان قبایل اشارتی به محل کشته شدن این و آن در آنجا می نمایند و می گویند فلان شخص در اینجا و در فلان زمان کشته شده است که دلیل آن درگیری با دزدان بوده که بعد از کشته شدن اموال او به یغما رفت.در بعضی از این جایگاهها سنگ چین هایی نیز بر افراشته اند که نموداری از وقوع این وقایع است که در اصطلاح محلی به آن ((کل فلان کشته))گفته می شود.فرهنگ شرارت را می توان چنین تشریح و ارزیابی کرد:

1-فرهنگ عشایری و ایلی که در اثر محدودیتهای نظام قومی و وابستگی های آن خصوصآ در اثر محیط تربیتی و شرارت آفرینی به وجود می آمده است.

2-فقر مالی و عدم ارتباط با شهر چه با هدف تربیت و فرهنگ و چه برای تامین نیازمندیهای زندگی از طریق معاملات.

3-نظام خان خانی و تعلیمات غلط آن بر روی جوانان و تحریک آنان به شرارت و گمراهی.

با توجه به آنچه از پیشینه این مهم ذکر شد نتیجه گیری می کنیم که با وجود گذشت و عبور از نظام خان وکدخدا امروز نیز بعد از گذشت سالیان دراز هنوز دچار اثرات این نظام قبیله ای و ضد اجتماعی هستیم به طوری که اثرات آن را به صورت علنی در جریان انتخابات محلی می بینیم مثلآ بر سر پیروزی یا عدم پیروزی یک کاندیدا میان طوایف و بخشها چنان در گیری بالا می گیرد که کنترل آن گاهی از دست مقامات امنیتی نیز خارج می شود.در مثالی دیگر از نوع طرز فکر می توان به یکی دیگر از اثرات این فرهنگ غلط اشاره کرد که قبایل مختلف یرای به اصطلاح حفظ مزرهای جغرافیایی خود از فروختن زمین یا اجازه کار به مقامی حتی در سطح نسبتآ بالا به افرادی از منطقه و طایفه ای دیگر امتناع می کنند که این مهم سالهاست که جلوی رشد شهرستانهایی با این فرهنگ را گرفته است.می توان شهرستان خودمان ممسنی را نام برد که با وجود این همه نعمت و استعداد هنوز هم در زمره یکی از شهرستانهای محروم استان و تنها راه نجات از این گرفتاری نسبتآ پنهان ولی بزرگ فرهنگ سازی هر چه بیشتر مسولان و از همه مهمتر عزم تمامی مردم ممسنی و رستم از هر قوم و قبیله ای است . . .