موقوفه ممسنی( پرونده ای پراز رمزو راز)
  معین التجار بوشهری www.Loori.irدر زمان پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار یک لنج حاوی اسلحه متعلق به یک تاجر ایرانی به نام بوشهری در آب های خلیج فارس توسط مأمورین دولت ثبت و ضبط می گردد و محتوای آن مصادره می شود. بنا بر ساخته های مکتوب توسط آنان بوشهری ورشکست شده و به تهران می رود و طی فرایندی توسط فردی به نام سید اسماعیل شبانکاره به دربار راه پیدا می کند. شاه که می بیند دیگر کاری از دستش بر نمی آید و اسلحه ها مصادره شده اند، ضمن دادن لقب «معین التجاری» به بوشهری تیول این منطقه را به او واگذار می کند..مردم که از دادن مالیات( بیشتر به علت فقر) خودداری می کنند، جریاناتی بر سر ممسنی می آید و اتفاقاتی رخ می دهد که مجال بیانش نیست . به یک سید اجاره دادند تا از مذهبی بودن مردم  سوء استفاده کرده وبتواند مالیات را جمع کند.
اجاره دادن به ترکهای قشقایی( صولت الدوله) و روبروی هم قرار دادن ترکهای قشقایی و لرهای ممسنی و نهایتاً با انجام خویشاوندی در دوران پهلوی چندین جنگ مستقیماً زیر نظر تهران بر ممسنی و مردم بیچاره بویراحمد که به کمکشان آمده بودند تحمیل می شود.


در این میان چندین نظامی کشته، خانه های مردم بمباران ، عده ای کشته و بقیه هم به لطایف الحیل دستگیر و اعدام می گردند. به هر حال بعد از مدتها که  بازمانده های بوشهری می بیند دستشان از منطقه کوتاه است برای زهر چشم گرفتن از مردم دست به کاری می زند که دیگرمردم نتوانند ادعایی بنمایند. دو ششم منطقه را وقف می کند.
                                           جاشیر www.Loori.ir
این گیاه جوشیر (جاشیر) گیاهی برای علوفه و دارای خواص درمانی که مردم باید مالیات آن و یا هزاران اصله از آن را می دادند.

در حال حاضر نیز پرونده از ابتدای انقلاب از این دادگاه به آن دادگاه می رود و به . گاه ممسنی ها می برند و گاه آنها اعتراض و در دادگاه دیگر موفق می شوند. آیت الله ملک حسینی نماینده مجلس خبرگان و نماینده رهبری در استان کهکیلویه و بویراحمد هم در سفر رهبری به این استان موارد را به شرف حضور ایشان رساندند.

                               زنبور کوهی www.Loori.ir
این یک زنبور کوهی است که مالیات آن را از مردم می گرفتند.

با این مقدمه چند نکته مبهم  و چند سوال در این مسیر وجود دارد که نمی دانم چه کس یا کسانی باید جواب آن را به مردم بدهند.

1-    تاریخ ایران نشان می دهد که معین التجار یک فرد متنفذ در دربار بوده و قصه اسلحه  و ورشکستگی  او ساختگی است و این را گویا انگلیسی ها درست کرده اند. بوشهری در اکثر پروژه های کاری سهیم بوده و امتیازات زیادی داشته است و این شخص  مرموز کیست و چطور شد که دولت ، ممسنی آن زمان و خاک چنین شهرستان این زمان را با کبک و آهو و داروی گیاهی وغیره( بغیر از بلوط همه چیز را لطف فرمودند. ) به او بخشیدند.

2-    ممسنی ها بخصوص ولی خان کیانی از پشتیبانان حکومت زند بوده اند و پس ازشکست آنها، مردم ممسنی ، بخشی از کهکیلویه، خشت و افرادی دیگر به سرپرستی ولی خان جهت تسخیر تهران و برانداختن حکومت قاجار و برگرداندن حکومت به زندیان ، لشکری عظیم آماده و راهی می شوند. دولت قاجار از جریان مطلع و به بختیاری ها متوسل می شود. ولی خان در نزدیکی سمیرم تصمیم می گیرد که با بختیاری ها یکدست شده و کار را یکسره کنند اما تا بوده و نبوده انگلیس این روباه پیر با انداختن تفرقه و برادر کشی پیروز شده است. بختیاری ها نه تنها به یاری لشکر نیامده بلکه به کمک دولت در حوالی راه سمیرم اصفهان آنان را شکست می دهند و لرها بر می گردند. سوال: آیا اینهمه دشمنی و عواقب بعدی ممسنی ها نمی تواند یک نوع انتقامجویی از سوی قاجاریان باشد بطوری که هرچه  ولی خان کوتاه آمد نهایتاً جریان قلعه گل و گلاب  و دستگیر ولی خان و متلاشی شدن ممسنی ها را به همراه داشت. در این دفعه نیز دولت از اهالی منطقه اطراف قلعه کمک گرفت

3-    آیا حکومت قاجار از نظر شرعی مالک ممسنی بوده است و می توانسته آن را( همه چیز آن غیر از بلوط را که بقولاً نان مردم بوده) به شخصی ببخشد؟


                          سید ضیاالدین طباطبایی و معین التجار بوشهری www.Loori.ir
سيد ضياءالدين طباطبايي و معين التجار بوشهري


4-    اگر مالک باشد آیا بخشیدن این همه موارد آیا اصولاً شرعی و قانونی است؟

5-    آیا سندی وجود دارد که ممسنی مربوط به قاجاریه است؟آن سند دست کیست؟

6-    آیا وجود این چنین اسنادی به فرض وجود جنبه قانونی و شرعی در دولت جمهوری اسلامی ایران دارد؟

7-    چنین سندی حکمش در نزد فقها و مراجع چیست؟

8-    مهمتر از همه وجود دو امضا مربوط به دو آزادیخواه روحانی مشروطه خواه به عنوان تأیید پای این وقف نامه است؟ آقای بهبهانی و طباطبایی. آیا فقط امضاء است یا مهر و یا هردو.

9-    چه نفوذی باعث شده که دو روحانی برجسته پای اسارت یک مشت مردمی را که برای آزادی آنان می جنگیدند به دست استبداد بدهند؟

10-آیا این افراد آنقدر آگاه به زمان خویش نبوده اند که تأثیر دیگران آنها را وادار به این کار کند( به نظر غیر ممکن می آید)

 

                            عشایر www.Loori.ir

این ها باید در سرما و گرما زحمت می کشیدند و مالیاتش را می دادند. آیا الان باید سهمیه  اوقاف را بدهند؟

11-استناد اوقاف و امور خیریه به چه سند یا اسنادی است و برابر چه حکمی این کار غیر خدایی را ادامه می دهند؟

12-سازمان اوقاف وامور خیریه باید بداند چه  زمینهای مستعدی که در تاریخ وقف بوده و الان شخصی اند( آمار تاریخی این را می گوید)  . البته این زمینها در دوران تاریخی قبل تغییر ماهیت داده اند ولی آیا آنها هم به اندازه اوقاف ممسنی مهم نیستند؟

13- اداره اوقاف ممسنی اعانه خود را در سال و موارد مصرفش را به مردم اعلام می کند؟

14-این پرونده در دادگاههای مختلف چه بر سرش آمده است؟

15-آیا این حکومت اسلامی نیست( بدون شک بلی) چون هم قانون اساسی اش با همین مطلب شروع می شود. و بالاترین فرد در رأس شخصیتی روحانی است که مجتهد جامع الشرائط و از نظر سلسله مراتب جانشین امام زمان(عج) است. اطیعوالله و اطیعوالرسول و الی الامر منکم.

پس چرا در حکومت اسلامی باید مردم نان حرام بخورند. در جای حرام بخوابند، بچه هایشان نان حرام بخورد. و یا بر عکس چرا مردم باید کار کنند و به اوقاف تحویل دهد. یک زمانی یکی از امامان جمعه ممسنی در جواب اعتراض من و دوسه تا طلبه گفتند: یک منبع خیری است زیاد به پروپایش نپیچید تا بماند و به اهلش برسد. جالب است که تا ده سال اخیر این اداره مسئولش از شهرستانهای همجوار بود و پولها به آنجا می رفت و ماها که کار فرهنگی می کردیم. جواب سربالا می شنیدیم. امام زاده های ممسنی هم که از وضعیت خوبی برخوردار نیستند که قبلاً متولیان امام زاده پول راجمع قسمتی را خود مصرف می کردند و بخشی را نیز خرج تعمیر آن می نمودند.الان پولها به اوقاف می رود و آب از سقف اکثر اما زاده ها می چکد( این حرف 6-7 سال پیش است)

16-آیا این یک بام دو هواست یا اینکه واقعاً قضات شریف ما به اسناد متقن نرسیده اند. آن بزرگواران به نمایندگان و وکلای ما نوع سند و موارد لازمه برای نشان دادن مالکیت آقای بوشهری را و نیز اینکه چه اسنادی می تواند ما را به مالکیتمان برساند بگویند شاید مردم داشته باشند.

17- حضرت حجت الاسلام حاج آقا محمدی فردی است متدین و با انصاف که بنده در بسیج دوسه سال در محضرشان بودم ودرعدالتش شک ندارم  از ایشان خواهانم به عنوان یک کسی که زندگی ام، زندگی پدرم، و مردم منطقه ام در گروه این پرونده است این پرونده را به چند قاضی ، کارشناس امور مربوط(شامل جامعه شناسان روستایی، توسعه، مورخین، افراد کارشناس  از اسنادملی و غیره)  احاله تا انشاء الله مردم به آنچه حقشان است برسند.آقای محمدی عزیز مردم شهرستان ممسنی، شهرستان رستم، بخشی از شهرستان سپیدان، بخشی از استان کهکیلویه و بویراحمد که آن زمان در قلمرو ممسنی بوده اند برای هر گونه معامله ای باید نماینده اوقاف در محضر آماده باشد. مشکلات پیدا کردن مامور بماند بلافاصله باید به اداره اوقاف رفته و با بستن قرارداد جدید اقساط تاخیری را بپردازند.

نویسنده:جلال یوسفی

پژوهشگر و محقق در مسایل روستایی، عشایری و دانش بومی و عضو پیوسته انجمن انسان شناسی ایران